حماسۀ پیاده روی اربعین حسینی و زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها
دوباره هر که عزیز است دستچین شده است مسافر سفـر عـشق، اربعـین شده است دوباره هر که دلش سوخت انتخاب شده مــلازم قــدم حـضــرت ربـــاب شــده فـرشـتـگـان خـدا هر که را جدا کردند بــرات داده و راهـی کــربــلا کــردنـد هر آنکه در حرمش سر بر آستان دارد به روی پا ز ملک بوسهای نشان دارد خوشا کسی که گرفته برات با دل شاد ز دست مـعـجـزهآسـای پـنـجـره فـولاد هر آنکسی که برات از امام هشتم داشت نه یک پـیـالـه، جواز تمامی خم داشت خوشا کسی که رضا کرده صاحب نظرش دعای حضرت معصومه توشۀ سفرش مسیر عشق پُر از پیچ وتاب و باریک است سواره نه، که به پای پیاده نزدیک است در این سفر که سلوکی به مقصد نور است بحکم "فاخلع نعلیک" وادی طور است تـواضـع و ادب ایـنـجـا به کـار میآیـد پـیــاده زودتــر از هـر ســوار مـیآیـد پیـادگـان حـریـمی که مـحـتـرم شدهاید! شما که همـسـفـر بـانـوی حرم شدهاید! "معاشران ز حـریف شبـانه یاد آرید"! ز مـانـدگـان سـفـر در مـیـانـه یاد آرید به جای ما دلتان چون شکست گریه کنید به پای کودکی تاول نشست، گریه کنید بلـند مـرتـبه شـاهی ز صدر زین افـتاد دوبـاره نـوبت روضه به اربعـین افتاد ســلام مـا بـه زنـی کـه ز دور مـیآیـد شـکـسـتـه اسـت ولـیکن غـیـور میآیـد دوباره پـرچـم سـرخ قـیـام در دسـتـش مـیآیـد و سـنـد فــتـح شـام در دسـتـش سلام کشتۀ لب تشنه! خواهر آمده است نه زینب است که زخمی مکرر آمده است اگر چه سـخـت ولـی با شـکـوه آمـدهام شـبـیه صـاعـقـه رفـتـم چو کـوه آمدهام تـمـام راه بـه عـشـق ســر تــو آمــدهام فـقـط بـبـخـش که بی دخـتـر تو آمـدهام رقـیـه مـانـد که در شـام انـقـلاب کـنـد که خواب شب زدگان را پُر اضطراب کند اگـر چـه بـا جـگـر پـاره پـاره آمــدهام هـزار سـال پـس از تـو دوبـاره آمدهام به پاست تا به ابد خـطـبهخـوانی زینب لـهـیـب شـعـلـۀ جـنـگ جـهـانـی زینب بـبـیـن چـقـدر بـرای تو لـشـکـر آوردم چـقـدر عـاشـق عـبـاس و اکـبـر آوردم پیـادگـان حـریـمت ز خـاک هر وطنند مـدافـعـان قـسـم خـوردۀ حـریــم مـنـنـد چـقـدر دور ضریح تو جابر آمده است به پـیـشواز بـیا، خـیل زائـر آمده است |